روزي كه صادق رفت ...
به مناسبت سالروز درگذشت (انتحار) صادق هدايت بزرگ
19 فروردين 1330 - 19 آوريل 1951 پاريس

صادق هدايت كه در 12 آذرماه 1329 به پاريس آمده با وسوسه هاي انتحار و خلاصي ، دست و پنجه نرم مي كند . هيچ كس به راستي از درون طغياني او آگاه نيست . هيچ كس نمي داند كه هدايت چه مي كشد و چه در سر دارد .
اما او عاقبت تنها و خسته ، پس از جابجايي هاي بسيار در پاريس ، عاقبت آپارتمان مناسبي پيدا كرد . جايي كه براستي بايد ، همه چيز را براي سفر بي بازگشتش فراهم مي كرد .
اين آپارتمان در خيابان شامپيونه در شماره 37 مکرر ، واقع بود . هدايت عاقبت در روز نوزدهم فروردين ماه هزار و سيصد و سي ( ۱۹ / ۱ / ۱۳۳۰ ) ، به آشپزخانه آپارتمان رفت و پتويي روز زمين پهن كرد . در آشپزخانه را از درون قفل كرد و حتي درزهاي آن را با پنبه گرفت . عاقبت حادثه اتفاق افتاد . شير گاز را باز گذاشت و گاز فضاي آشپزخانه ي آپارتمان كوچك اجاره اي هدايت را در بر گرفت و او تنها و خسته به ابرها سفر كرد . شايد آنجا مفري و مأمني تازه باشد .
خبر خودكشي صادق هدايت نويسنده پرآوازه ايراني در جرايد فرانسه طوفان به پا كرد .
صادق هدايت از دنياي خاكي رخت بربست . اما دوستداران و ياران صميمي او ، هنوز خاطره ها در دل دارند . هدایت در ۲۷ فروردین ۱۳۳۰ در قبرستان پرلاشز به خاک سپرده شد .
علاوه بر دوستداران و ياران ايراني ، صادق هدايت علاقه مندان خارجي زيادي داشت . سخنان چند تن از آنها در اظهار بزرگي صادق هدايت :
ونسان مونتي :
من گرچه ايمان خود را به خداوند بزرگ در اصل مديون مادرم هستم كه زني پارسا و خداپرست بود ، ولي دوام و بقا و تقويت و توسعه ي آن را مديون دوست بزرگ و ارجمند خود صادق هدايت هستم و تا ابد اين دو وجود بي همتا را براي راه نمايي هاي گران بهايي كه در زندگي معنوي به من كرده اند ، فراموش نخواهم كرد و از خداوند بزرگ كه مرا در دامان يكي پرورده و سپس از مصاحبت ديگري بهره مند فرموده است ، تا ابد سپاسگزارم .
ژان كامبورد :
آثار صادق هدايت باقي است . فكرهاي جوان با آن پرورش مي يابند و از آن سرمشق مي گيرند . كساني كه او را دوست داشته اند و مي ستايند ، براي تعقيب كوشش او از نوشته هايش كسب نيرو خواهند كرد و حفر شياري را كه او رسم كرده بود و اينك به طرز غم انگيزي قطع شده است ، ادامه خواهند داد .
پاستور والري رادو :
با قريب هزار سال فاصله ، هدايت صداي عمر خيام سخن سراي نوميد ديگر ايراني را منعكس مي كند. خيام به مردم اندرز مي دهد كه فراموشي و بي خبري را در باده و عشق بجويند ، ولي هدايت براي درد بشري چيزي عرضه نمي كند ، حتي افيون را .
پروفسور هانري ماسه :
صادق هدايت به خوبي موفق به لمس و درك پست و بلندي ها و درخشندگي هاي دنياي پر از رازي شده است كه احساسات ما آن را نمي تواند دريابد ...
درگذشت صادق هدايت نه تنها ضايعه اي براي ادبيات ايران محسوب مي شود ، بلكه براي ادبيات جهان نيز ضايعه اي اسفناك است . صادق هدايت را بايد در شمار يكي از بزرگ ترين نويسندگان ايران قرار داد.
ژان ريشار بلوك :
شنيده ام از نوشتن بيزار شده است و از جامعه فرار مي كند . حيف است چراغي بدين روشني خاموش شود ... از قول من به او (صادق هدايت) بگوييد : دنيا به شما احتياج دارد .
قطعه اي از آثار صادق هدايت را كه به زبان فرانسه نوشته و Lunatique نام دارد خوانده ام . بسيار بكر و تازه است . هيچ نكته ي زائد يا بي لزوم در آن نيست و ساختمان داستان استادانه است .
ژيلبر لازار :
برخي از داستان هاي هدايت محصول الهام متفاوتي بوده شامل صحنه هايي از آنچه هدايت بيش از هر چيز در دنيا منفور داشت : مانند رياكاري و خودپسندي و منفعت طلبي يا ميهن پرستي دروغي كه با جفت و جور ناشيانه اي چهره ي بازرگانان بي شرم و سياست مداران رشوه خوار و روزنامه نگاران توطئه چي را مي پوشاند .
فيليپ سوپو :
ممكن نيست كتابي ( بوف كور ) را كه كسي بي احساس ِ تأثر و انقلاب خاطر نمي تواند بخواند ، در چند سطر معرفي كرد . فقط مي توان اهميت و همچنين عظمت آن را متذكر شد و خواندن آن را توصيه كرد . اين رمان شاهكار ادبيات تخيلي قرن بيستم است .
رنه لالو :
در اين كتاب ( بوف كور ) اهميت هنر به معني بسيار آبرومند كلمه در نظر من بسيار صريح جلوه ميكند .
رُژه لسكو :
صادق هدايت كسي بود كه رسوم كهنه را شكست و با شجاعت و دانايي آثار بديعي به وجود آورد .
ريبمون دسني :
هنگام مطالعه اين كتاب ( بوف كور ) ، شما خواهيد توانست در زير سرپوش سنگين سربي كه بر روي جهان معاصر نهاده اند حركت كنيد ، ولي ديگر نمي دانيد كجاييد و از اسم و رسم كليه مسايل جاري بي خبريد .
آندره روسو :
به نظر من اين رمان ( بوف كور ) به تاريخ ادبيات قرن ما وجه امتياز خاصي بخشيده است . به عقيده من ، تأثر وحي آساي بوف كور ، شاهكار او ، به خوبي كافي است كه در نظر ما هدايت را در همان اولين برخورد ، در زمره ي بليغ ترين و پرمعني ترين نويسندگان عصر قرار دهد .
***
باري ، عمر آن يگانه ي تا هميشه به پايان رسيد . اما عمر آثار ارزشمندش هيچ گاه از اذهان پاك نمي شود . هدايت اين انسان وارسته كه در هاله اي از ترديد ، روزگار گذراند اما براستي كه او انساني ديگر از قبيله اي ديگر بود . روحش شاد و يادش گرامي .
سرگشته در اين مرحله چون گوي بمانديم زان سوي نرفتيم و از اين سوي بمانديم
تو آب روان بودي رفتي سوي دريا ما سنگ سفاليم ، ته جوي بمانديم
زنجير علايق را چون شير گسستي ما مور منش بسته ي يك موي بمانديم
چون باد تو زين كشور جان رفتي آزاد ما خاك صفت بر سر اين كوي بمانديم
نشناخته قدر گهر عمرت ناچار از ديده گهربار ، گهر جوي بمانديم
از مسعود فرزاد - در رثاي صادق هدايت / بعد از درگذشت هدايت
***

