امروز و فردای من :
امروز ...
امروز من زنده ام
امروز من حرف های بسیاری گفتم ,
کسی چیزی نگفت .
من از این دنیای دون مایه و پست گفتم ,
کسی هیچ نگفت .
من از دردهای دل گفتم ,
از کسی صدایی در نیامد .
از ناملایمات و نامهربانی ها گفتم ,
کسی دم نزد .
و بالاخره از زخمهایی که روح را مثل خوره میخورد , گفتم ,
کسی چیزی نفهمید .
و باز هم فریاد ها کشیدم ,
کسی چیزی نشنید .
و فردا ...
فردا من هیچ نگفتم ,
همه از من گفتند .
من ساکت شدم ,
دیگران حرافی کردند .
از من صدایی در نیامد ,
دیگران فریاد کشیدند .
از من دیگر نفس در نیامد ,
دیگران ضجه و صیحه زدند .
و...
فردا من دم نزدم ,
فردا من نبودم ,
گویا من مرده بودم .
هادی ی – 27/6/1387
+ نوشته شده توسط .: هادي ي صداقت ( بوف کور ) :. در بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت
10 |
