تبليغاتX
بوف كور ، تنها و زخمی
 

فكر كن

فكر كن

فكر كن من تا چند سال ديگر زنده مي مانم ؟

5 سال ؟     10 سال ؟     20 ؟     50 ؟    يا  70 سال ؟

مهم نيست كه من چند سال ديگر مي توانم زندگي كنم .

و در اين مدت چه اتفاقات تلخ و شيرين زيادي برايم رخ خواهد داد .

مهم اين است كه من 100 سال ديگر حتماً مرده ام .

اين را شك ندارم .

براي آدمهايي كه صد سال بعد هستند ،

اصلاً مهم نيست كه من چه كسي بودم .

به همان دليل ، امروز هم مهم نيست .

اگر كسي براي امروز مهم باشد ،

براي صد سال بعد هم مهم خواهد بود .

من نمي خواهم خودم را به كسي تحميل كنم تا مهم شوم .

يا نمي خواهم براي مهم شدن ،

از اهميت كسي بكاهم .

نمي دانم ،

البته برايم مهم اين است كه ،

براي كساني مهم هستم كه ،

آنها برايم مهم هستند ،

نه كسان ديگر .

ديگران خود براي خود مهم باشند ،

مهم بودن من پيشكش آنها .

من از جمله آدمهايي هستم كه مانند ذره اي كوچك ،

روي كره زمين هستند .

تازه اگر ذره اي باشد ،

كه نيست .

تصور كن كه اگر ،

يك ذره از جسمي را برداري ،

چيزي رخ نخواهد داد .

من همان ذره ام .

فقط يك آرزو دارم .

دوست داشتم تا خورشيد كه يكي از بزرگترين ذرات است را ،

از هستي بردارم .

مي پرسي چرا ؟

خوب روشنايي از اوست .

نمي خواهم با نور آن رجاله ها را ببينم .

تاريكي بهتر از آن است كه ،

رجاله ها را تحمل كني .

دوست دارم همة چراغها را ،

بر زمين بكوبم و بشكنم ،

به همان دليل فوق .

تاريكي تاريكي و تاريكي .

تاريكي را دوست دارم .

در تاريكي آرامشي هست كه ،

در روشنايي نيست .

دوست داشتم چشمانم ،

قدرتي داشتند كه ،

آنهايي را كه دوستشان ندارم را ،

خود سانسور مي كرد .

و فقط آنهايي را كه دوستشان دارم را ضبط مي كرد .

واي كه چقدر خوب مي شد .

و در آن موقع ،

جمعيت براي من به اندازه انگشتان دست و پا ،

كاهش مي يافت .

واي كه چقدر خوب مي شد .

به هر حال چه آرزوهاي محالي .

تا يادم نرفته ،

اين را هم بگويم :

« اگر قرار بود كه انسانها ،

به اندازه معلوماتشان حرف مي زدند ،

چه سكوتي همه جا حكمفرما مي شد . » (ن.ب)

« اگر روزي اتفاقاً با مرگ روبرو شوم ،

كه مي شوم ،

مهم نيست ،

مهم اين است كه ،

مرگ يا زندگي من چه تاثيري در زندگي ديگران دارد .» (ص.ب)

                                                                    هادي ي -  25/6/1387

 

+ نوشته شده توسط .: هادي ي صداقت ( بوف کور ) :. در بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 16 |