دلم گرفت
دلم گرفت ، اي همنفس پَرَم شكست ، تو اين قفس
تو اين غبار ، تو اين سكوت چه بي صدا ، نفس نفس
از اين نامهربوني ها ، دارم از غصه مي ميرم
رفيق روز تنهايي ، يه روز دستهاتو مي گيرم
تو اين شب گريه ميتوني ، پناه هِق هِقَم باشي
تو اي همزادِ همخونه ، چي ميشه عاشقم باشي
دوباره من ، دوباره تو ، دوباره عشق ، دوباره ما
دو همنفس ، دو همزبون ، دو همسفر ، دو همصدا
تو اي پايان تنهايي ، پناه آخر من باش
تو اين شب مرگيِ پائيز ، بهارِ باور من باش
بذار با مشرق چشمات ، شَبَم روشن ترين باشه
مي خوام آئينه خونه ، با چشمات همنشين باشه
دلم گرفت ، اي همنفس پَرَم شكست ، تو اين قفس
تو اين غبار ، تو اين سكوت چه بي صدا ، نفس نفس
حامي شريف

