پدر ، مادر ؛ شما مقصريد !
بحثي كه در اينجا ميخواهم مطرح كنم ، چيزي است كه عقيده شخصي بنده است . و بعضي ها شايد آن را تحسين كنند ، برخي نيز با خواندن آن به فكر فرو روند ، عده اي نيز شايد آن را يك سري پرت و پلا بدانند و يا اينكه عده اي نيز به من برچسب و انگ گوناگوني بزنند و خيلي چيزها را به من نسبت دهند. اما هيچ كدام از اينها برايم مهم نيست . نه نيازي به تحسين و تكريم دارم و نه اينكه به برچسب و انگ آنها توجه مي كنم . من عقايدي دارم و ميخواهم عقايدم را به ديگران بفهمانم . همين . و نيازي هم به بازخورد پيام و عقايدم ندارم . دليل اين تندي هم اين است كه خيلي ها و شايد اكثر افراد مي خواهند از حقيقت فرار كنند و افكار و روتين هايي كه در اختيارشان قرار مي گيرد را همانطور بسته بندي شده و بدون دستكاري استفاده كنند . بدون اينكه به اين فكر كنند كه اين افكار و عقايد شايد نادرست باشد.
بحثي كه ميخواهم مطرح كنم در مورد پدر و مادر است . بله پدر و مادر . پدر و مادري كه در نظر ما به عنوان تابو و شايد هم يك توتم جلوه ميكنند . شايد سوال اينجا باشد كه تقدس تابو و يا توتم با تقدس پدر و مادر متفاوت باشد . من هم به اين فكر يقين دارم كه اين تقدس با آن تقدس متفاوت است . اما اين تقدس را به انحراف كشانده اند . بيشترين تقصير در اين انحراف نيز متوجه خود پدر و مادر است . اصلاً من به اين تقدس عاميانه كه در عوام رايج است اعتقاد ندارم . مگر مي شود به چيزي يك خصوصيت مطلق را نسبت داد . واضح تر سخن اينكه همه مي گويند بهشت زير پاي مادران است . و يا كوه رنج پدر و ... و از اين دست جمله هاي به اصطلاح عاطفي كه افراد براي ابراز احساسات نسبت به پدر و مادر استفاده مي كنند . اين ها همه درست . اما مگر مي شود اينها را به همه پدران و مادران نسبت داد؟ . به عقيده من اين جملات را به 80 درصد پدران و مادران نمي توان نسبت داد . حال چرا ؟!
مگر نه اينكه اين پدران و مادران امروز ، جوانان جاهل ديروز بوده اند ؟ مگر نه اينكه هيچ كس همين جوانان را به چيزي نمي خريد ؟ مگر نه اينكه جوانان جاهل امروز كه اكثر آنها به طرف اعتياد ، اكستاسي ، مشروبات الكلي ، فحشا و روسپي گري ، دزدي و خيلي از انحرافات اجتماعي رفته اند ، پدران و مادران آينده هستند .
مگر نه اينكه پسران اين دوره ، فقط به فكر زير ابرو برداشتن و مدل موهاي به قول خودشان فشن كه اسم هاي گوناگوني نيز بر آن نهاده اند و انواع لباسهاي مد روز هستند ؟ آيا اين جوانان مي توانند كوه رنج يك خانواده باشند ؟ مگر نه اينكه دختران امروزي فقط به فكر اين هستند كه طوري آرايش كنند و يا طوري لباس بپوشند كه جلب توجه ديگران باشند . و يا بسيار دختران فراري كه كار آنها به خانه هاي فساد كشيده مي شود . و يا دختراني كه اصلاً بزرگترهاي خود را به چيزي نمي خرند . و يا اينكه اين دختران امروزي به دنبال اين هستند كه فلان خواننده مرد اين طور است و بهمان بازيگر مرد آنطور است؟ حال ميخواهم بدانم مگر نه اينكه همين دختران امروز ، مادران فردا هستند . آيا مي توان بهشت را زير پاي اين مادران فردا متصور شد ؟ آيا باز هم به صورت مطلق مي توان گفت مثلاً بهشت زير پاي مادران است . و يا جملات عاطفي ديگر .
به عقيده اگزيستانسياليست ها ، تنها موجودي كه خدا آن را بدون ماهيت ِ از پيش تعيين شده خلق كرده است ، انسان است . به عقيده ژان پل سارتر ، تمامي مخلوقات با ماهيت اوليه و از پيش تعيين شده خلق شده اند . اما انسان ها بايد خود ماهيت خود را بسازند . پس پدر و مادر با توجه به ماهيتي كه از خود مي سازند بايد مورد تحسين قرار گيرند . آنها نيز انسان هستند . پس بايد خود ، ماهيت خود را بسازند . نبايد يك ماهيت از پيش تعيين شده را به آنها نسبت داد . مثلاً اين ماهيت را كه همه پدران و مادران فرشته اند را بايد ، خود آنها بسازند .
بحث ديگر اين است كه ، مگر نه اينكه اين همه جرم و جنايت و بدبختي در جامعه حاصل افراد اين جامعه است . اين افراد از كجا سر در آورده اند ؟ از آسمان كه به پائين نيفتاده اند . از زير بته كه عمل نيامده اند . بله اين همه مجرم ، دزد ، معتاد ، فاحشه ، از دامن همين پدران و مادران بيرون آمده اند كه ما به صورت مطلق بهشت را نثار آنها مي كنيم و آنها را فرشتگاني مي دانيم . اين را بايد تائيد كرد كه در اين دنيا جز خدا به هيچ چيزي نمي توان نسبتي مطلق را اهدا كرد . در بحث انحرافات اجتماعي جوانان ، عالم و آدم را مقصر ميدانيم جز پدران و مادران را . به خدا همان فرزندان منحرف در آن دنيا هيچ وقت پدران و مادران خود را نمي بخشند . اين را قبول دارم كه در انحراف فرد ، عوامل گوناگوني نقش دارد . اما مهمترين عامل همين عامل خانواده است . مگر نه اينكه جامعه شناسان اصلي ترين ، كوچكترين و كامل ترين جامعه را همان خانواده مي دانند ؟
تازه جدا از اين گروه پدر و مادرها كه فرزنداني منحرف و مجرم به جامعه تحويل داده اند و نمي توان آن القاب عاطفي را به آنها نسبت داد . پدران و مادراني هستند كه به دلايل گوناگون از جمله تجربيات گذشته و اعتقادات خرافي ، از رفتار تبعيض آميز استفاده مي كنند . به همان اندازه كه گروه پدران و مادران بالا مقصرند ، اين گروه نيز بي تقصير نيستند . چند درصد از جوانان طعم تلخ تبعيض را چشيده اند ؟ سرخوردگي فرزندان بر اثر تبعيض ، آثار روحي و رواني اي را به جا مي گذارد كه نابود كننده است. و اين مشكلات روحي و رواني در آينده نيز نمود پيدا مي كند . همين فرزندان سرخورده جامعه فردا را مي سازند . و جامعه به نابودي كشيده مي شود . پس ببينيد تا چه اندازه عمق فاجعه بالاست .
چند درصد از پدران و مادران به عواطف و روحيات فرزند خود توجه مي كنند . اكثر پدران و مادران مشكلات فرزندان را تنها در موضوعات مالي مي دانند . و فكر مي كنند كه با پول مي توانند تمام مشكلات فرزند را برطرف كنند .
مگر نه اينكه پدران و مادران با اعمال اشتباهشان زمينه نامناسبي را براي فرزندان فراهم مي كنند . براي نمونه اينكه پدر به فرزند مي گويد : بگو من نيستم .
مگر نه اينكه پدران زيادي هستند كه با سيگار كشيدن خود و يا با استعمال مواد مخدر ديگر ، اين اعمال را از كودكي به فرزند خود مياموزند ؟ مگر نه اينكه پدران و مادران زيادي با دورغ گفتن ، غيبت كردن و ... اين اعمال را از كودكي به فرزند مياموزند ؟ باز هم مي توان اين پدران و مادران را خوب دانست ؟
مگر نه اينكه افرادي كه ديگران را به خاطر اميال خود به بند مي كشند از دامان همين پدر و مادر نيستند؟
مگر نه اينكه كساني كه به راحتي جان همديگر را مي گيرند از همين دامن هستند ؟
با اين اوصاف باز هم بايد بهشت را زير پاي اين پدران و مادران قرار داد ؟
بحث ديگري كه در اين باب مطرح مي كنم اين است كه من در مورد 80 درصد پدران و مادران كه واقعاً پدران و مادران خوبي براي فرزندانشان نيستند صحبت كردم . حال مي خواهم در مورد 20 درصد مابقي كه تا اندازه اي وظايف خود را خوب ايفا كرده اند صحبت كنم .
وظيفه پدران و مادران چيست ؟
بله تربيت فرزندان به نحو احسن و به ثمر رساندن آنها . پس براي ايفاي نقش و وظيفه ، نياز به اين همه تعريف و تمجيد نيست . براي نمونه مي گويند مادر تا صبح بر بالين كودكش مي نشيند و شب هاي زيادي براي فرزند ، خواب را به چشم خود حرام مي كند . مگر اين عمل ارادي است ؟! مگر غير از اين كار ، چاره ديگري دارد ؟ مگر نوزاد يك يا دو ساله مي تواند از خود دفاع كند ؟ تنها حامي او مادرش است . خوب اگر مادر بر بالينش ننشيند ، و يا به او شير ندهد كه اين نوزاد بدبخت از بين ميرود. پس اين عمل او ارادي نيست و يك عمل غريزي است . مانند پرنده اي كه با محبت فراوان براي نوزادانش غذا تهيه و در دهان آنها قرار مي دهد . عملي قابل تشويق است كه همراه با ارداه باشد . مگر مي توان به خاطر غذا خوردن شما ، شما را تحسين كرد ؟
امانوئل كانت مي گويد : عمل انسانها زماني اخلاقي است كه با اراده همراه باشد . و اعمال ارادي هستند كه قابل تشويق هستند .
يا اينكه پدر . مگر يك فرزند هفت يا هشت ساله قدرت اين را دارد كه براي خود غذا ، پوشاك و مايحتاج تحصيل را فراهم كند . اين نيز وظيفه پدر است . چون پدران و مادران هستند كه اين فرزندان را به اين دنيا آورده اند پس بدون اراده و از روي غريزه مجبور هستند كه آنها را تا زماني كه خودشان بتوانند گليم خود را از آب بيرون بكشند آنها را حمايت و ساپورت كنند . همان كاري را كه همه پرندگان و چرندگان و خزندگان انجام مي دهند . پرنده تا زماني كه فرزندش پرواز و شكار را كاملاً نياموخته باشد ، لحظه اي او را رها نمي كند و بي منت از او نگهداري مي كند . پستانداران و ديگر حيوانات نيز همينطور تا فرزندانشان نتوانند روي پاي خود بايستند از آنها نگهداري مي كنند . مگر مي شود بهشت را زير پاي پدران و مادراني كه فرزند بي دفاع و بي گناه خود را سر راه قرار مي دهند ، قرار داد ؟ نه به هيچ عنوان.
پس نبايد به طور مطلق همه پدران و مادران را ارج نهاد . همانطور كه خوب و بد در همه جا و در بين همه انسانها وجود دارد ، پدران و مادران خوب و بد نيز وجود دارند . پس اين يك قضيه نسبي است . نه يك مقوله مطلق . پس نبايد از پدران و مادران تابو ساخت . خدا در كتاب آسماني آورده است كه پدران و مادران وظايفي را در حق فرزندان دارند . و تا بدانجا براي آن اهميت قائل است كه انتخاب نام نيكو را از وظايف مهم والدين مي داند .
در پايان بايد گفت كه از گذشته هاي دور تا به حال در كله ما فرو كرده اند كه احترام به پدر و مادر بايد يك طرفه باشد . و پدران و مادران هر چه مي گويند درست است . چون آنها چندين سال بزرگتر و باتجربه تر هستند . و همه چيز را مي دانند . مگر كسي قبول مي كند كه همه چيز تجربه است ؟؟!
مگر نبايد والدين نيز به فرزندان احترام بگذارند ، به شعور آنها ، به معلومات آنها ؛ تا اين هنجار به نسل هاي بعد نيز انتقال پيدا كند ؟!
ما هر چه ميكشيم از عقايد سنتي و كهنه گذشتگانمان است كه تمام زندگي ما را احاطه كرده است .
و جمله پاياني اينكه حداقل مي توان گفت پدران و مادران خوب كساني هستند كه دوستان و رفيقان خوبي براي فرزندان خود باشند .
هادي - ي : 2۸ / 8 / 1387





